ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
612
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
بكتمر الجوكندار را امير جاندار و شمس الدين اعسر را وزارت داد و فخر الدين بن الخليلى را با آنكه قبلا ابقا كرده بود عزل نمود . آنگاه جمال الدين آقوش الافرم را به عوض سيف الدين قتلوبك به دمشق فرستاد و سيف الدين قتلوبك را به مصر فراخواند و مقام حاجبى داد . سيف - الدين كرت را به طرابلس فرستاد و سيف الدين كرامى امارت دژهاى شام و بلبان الطباخى را نيابت حلب داد . قراسنقر المنصورى را از بند برهانيد و به صبيبه [ 1 ] فرستاد و چون صاحب حماة سلطان الملك المعز در پايان آن سال درگذشت امارت حماة به او داد . الملك الناصر محمد بن قلاون همهء امرا را خلعت داد و باب عطايا و ارزاق بگشود و بر سرير پادشاهى استقرار يافت . بيبرس و سلار زمام كارهاى او به دست داشتند . و اللّه يؤيد بنصره من يشاء من عباده . جنگ با مغولان پيش از اين گفتيم كه قفجق نايب دمشق نزد غازان گريخت و اين امر سبب شد كه ميان او و مصر آتش اختلاف بالا گيرد . غازان به بسيج سپاه پرداخت كه رهسپار شام شود نخست سلامش بن اباجو [ 2 ] را با بيست و پنجهزار از سپاهيان مغول به شام روان داشت . برادرش قطقطو نيز با او بود . غازان فرمان داده بود كه از جانب سيس به شام رود و پس از شام بر بلاد روم تازد . چون سلامش به بلاد روم داخل شد او را هواى پادشاهى در سر افتاد كه روم را بگيرد و غازان را خلع كند . فرزندان قرمان [ 3 ] در بلاد روم به فرمان او درآمدند . شمارشان به ده هزار سوار مىرسيد . سلامش از آنجا كه بود مصريان را پيام فرستاد و از ايشان عليه غازان يارى خواست . سلامش كه شصت هزار سپاهى گرد آورده بود به سيواس راند . فرمانرواى سيواس او را به شهر راه نداد و نامهاى نوشت و با مخلص رومى نزد فرمانرواى مصر فرستاد و از او يارى طلبيد . از سوى دمشق سپاهى به يارى او رفت . چون غازان خبر يافت يكى از امراى مغول به نام مولاى را با سى و پنجهزار سوار به جنگ او فرستاد . چون لشكر غازان به سيواس رسيد سپاهيان سلامش از او ببريدند و به مولاى پيوستند . بدينگونه كه مغولان نزد مولاى رفتند و تركمانان به كوه زدند . سلامش با بقاياى لشكر خود به سيس عقب نشست و به دمشق و از آنجا به مصر رفت و از سلطان لاچين خواست كه او را با لشكرى يارى دهد تا بتواند زن و فرزند خويش از شام به مصر آورد سلطان ، نايب حلب را فرمان داد كه به ياريش رود او نيز بكتمر الحلبى را بفرستاد سلامش خود را به يكى از قلاع رسانيد غازان او را فرود آورد و بكشت برادرش قطقطو و مخلص
--> [ ( 1 ) ] متن : ضبينه . [ ( 2 ) ] متن : امال بن بكو . [ ( 3 ) ] متن : قزمان .